عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
131
كشف الحقايق ( فارسى )
اى درويش تا بدينجا جمله فرزندان بنىآدم « 1 » شريكند در اين كار كه گفته شد و هر كه فرزند را نه به اين طريق به بيست سالگى رساند نه از حساب آدميانست مگر جايى كه ضرورت باشد و بىتربيت و بينوا باشند و دست ندهد . و چون از بيست سال درگذرند آنگاه هر كسى بكارى و شغلى مشغول شوند يكى به تجارت و يكى به زراعت يكى بعلم شريعت كه فرض كفايت باشد و يكى بعلم حكمت و يكى به مجاهدت و تصفيه دل و مانند اين . و بعضى نقل مىكنند كه بعضى در هشتده سالگى و بيست سالگى تمام علوم را ضبط كردند و بعضى بعلوم حقيقى آراسته و مزين گشتند اگرچه تصور دارد اما نادر است و غالب اينچنين باشند كه تقرير كرديم . و ديگر بدان كه هر كس بهر كارى كه مشغولست بايد كه بداند كه آن كار شرايطى دارد و آدابى دارد كه آن كار بىآن شرائط و آن آداب حاصل نشود . فصل بدانكه از شرائط اول در سلوك تجديد ايمانست كه بنياد سلوك بر ايمانست : مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً « 2 » . يعنى بايد كه سالك را در هستى و يگانگى حقتعالى و در راست گفتن مردان خداى كه انبيا و اوليااند هيچ شكى نباشد . شرط دوم تجديد توبه است . يعنى بايد كه سالك ترك مناهى كند و از محرمات درگذرد و نيت كند كه هرگز بسر هيچ صغيره و كبيره نرود و از كردهها پشيمان باشد . شرط سيم تقوى و پرهيزگارى است . يعنى بايد كه سالك در قوت و لباس و مسكن احتياط كند و از مال حرام و مال شبهه و مال وقف و مال پادشاهان و مال ظالمان پرهيز كند و از آزار و نكوهش خلق خداى پرهيز نمايد و با خلق خداى صلح كند و علامت صلح آن باشد كه هر قدر كه خود را خواهد ديگران را هم آنقدر خواهد و هرچه بر خود روا ندارد بر ديگران هم روا ندارد .
--> ( 1 ) - فرزندان آدم ( 2 ) - نحل 99